بانک مقالات

پیوندهای روزانه صفحه نخست
مدیر وبلاگ
عطیه سمساوی
نویسندگان
عطیه سمساوی (9)
پیوند ها
آمار
بازدید کل: 1103
پست ها: 9
نظرات: 0
برچسب ها
سهراب سپهری فلسفه
مطالب اخیر
:: نوشیدن و آشامیدن درست
:: سهراب سپهری از خود تا دیگران
:: فراموش کن ! تا به خاطر آوری !!
:: فلسفه
:: کودکان در جهان امروز
:: شش درس تربیتی برای پدر و مادر
:: نظام مالی و موسسه های مالی
:: نکاتی کوتاه در مورد احمدشاه مسعود و ارد بزرگ
:: نامه معروف چارلی چاپلین به دخترش را یک ایرانی نوشته !!!
پربازدیدترین مطالب
:: فلسفه (97)
:: شش درس تربیتی برای پدر و مادر (55)
:: کودکان در جهان امروز (54)
:: نکاتی کوتاه در مورد احمدشاه مسعود و ارد بزرگ (54)
:: فراموش کن ! تا به خاطر آوری !! (53)
:: نامه معروف چارلی چاپلین به دخترش را یک ایرانی نوشته !!! (52)
:: نوشیدن و آشامیدن درست (50)
:: سهراب سپهری از خود تا دیگران (48)
:: نظام مالی و موسسه های مالی (48)
بایگانی
دی 1388 (1)
آذر 1388 (8)
نوشیدن و آشامیدن درست

چهارشنبه 30 دی 1388 ساعت 11:4 ق.ظ
http://itnevesht.files.wordpress.com/2007/09/549uwjo.jpg
برای حفظ سلامتی باید رژیم مناسب غذایی داشته باشیم ارد بزرگ اندیشمند معاصر می گوید تندرستی پیش نیاز هر آرمان باشکوهی ست . در اینجا شش مورد مهمی که باید در یک رژیم غذایی رعایت شود را یادآوری می نمایم :
1- خوردن غذاهای چرب، شور، خیلی شیرین و گوشت قرمز به شدت کاهش یابد.‌
2‌- در هر سه وعده غذایی از انواع میوه و سبزی میل شود، در هر وعده غذایی روزانه بیش از نیم کیلوگرم میوه و سبزی در برنامه غذایی شما باشد. (الیاف طبیعی میوه و سبزی سبب می‌شود که مواد سرطان زا و زیان‌آور به راحتی از بدن دفع شود و کارکرد دستگاه گوارش به گونه‌ای مطلوب باشد، همچنین از ابتلا به سرطان و سکته قلبی جلوگیری شود.)
3- از افزایش وزن خود جلوگیری کنید. برای کاهش وزن آنچه مهمتر از نخوردن است، فعالیت بدنی و ورزش مناسب و مداوم است.
4- به جای ترشی و خیارشور، سعی شود و بهتر است که از سالاد استفاده شود.
5- مصرف چربی را به حداقل برسانید. روغن حیوانی نخورید و به جای آن از روغنهای نباتی مایع استفاده کنید.
6- گوشت قرمز کمتر مصرف شود و حبوبات، ماهی (حداقل دو بار در هفته) و گوشت مرغ را جایگزین آن کنید (البته کودکان برای تامین آهن بدن و افزایش خون خود باید گوشت قرمز استفاده کنند).



نوشته شده توسط عطیه سمساوی (50 بازدید) (0 نظر)



سهراب سپهری از خود تا دیگران

شنبه 28 آذر 1388 ساعت 12:48 ب.ظ
http://www.sohrabsepehri.com/0_sohrabsepehri_com/PHOTOGALLERY/IMMORTALITY/050310094237.JPG
سهراب سپهری در تاریخ پانزدهم مهر ماه 1307 در خانواده ای که اهل شعر، نقاشی، منبت کاری و دیگر رشته های هنری بود، زاده شد. کودکی و نوجوانی او به مطالعه، بازی در طبیعت، شکار و نواختن موسیقی گذشت. سهراب تا پانزده سالگی خود را در شهر کاشان گذراند و در نقاشی ها و اشعار او تاثیر این دوران و تاثیر طبیعت و گیاهان را می بینیم. سهراب سپهری شعر صدای پای آب را با الهام از قریه "چنار" واقع در حد واسط کاشان و مشهد اردهال سرود و دهکده زیبای "گلستانه" واقع در اطراف کاشان الهام بخش او در سرودن شعر گلستانه شد.
آن طور که پریدخت سپهری در کتاب خود تحت عنوانسهراب، مرغ مهاجر می گوید برادرش تا چهارده سالگی در باغی زندگی می کرد که شمارش درخت هایش به سادگی امکان نداشت اما یک سال بعد را در خانه ای گذراند که در آن اثری از درخت و سبزه نبود. طبق نوشته خانم سپهری، سهراب در این دوران به مطالعه نویسندگان و شعرایی چون لامارتین، گوته، امیل زولا، شاتوبریان و هوگو پرداخت.
سهراب یک سال بعد یعنی پس از پایان تحصیلات سیکل اول متوسطه به تهران رفت و در دانشسرای مقدماتی نام نویسی کرد. پس از پایان دوران دانشسرا به کاشان بازگشت و به سرودن شعر و نقاشی تابلو مشغول شد. اما بعد دوباره به تهران رفت و برای تحصیل در رشته نقاشی در دانشکده هنرهای زیبا ثبت نام کرد. شعر و نقاشی سهراب همچون دیگر همعصران وی تحت تاثیر امواج نو قرار گرفت و او نیز وارد حیطه شعر نو و نقاشی مدرن شد.
سهراب اولین کتاب خود به نام مرگ رنگ را در سال 1330 چاپ کرد. زندگی خواب ها، شرق اندوه، صدای پای آب، مسافر و هشت کتاب از جمله آثار سهراب سپهری است. این هنرمند پرآوازه ایران در اردیبهشت ماه 1359 در اثر بیماری سرطان خون درگذشت و در مشهد اردهال به خاک سپرده شد.
پس از خواهرش پریدخت سپهری بیشتر و پیشتر از هر کس دیگری مشفق کاشانی او را دریافت و پی به استعداد نهفته در وجود او برد و سایه به سایه‌اش رفت تا ذات پنهان شعریت او را به دیگران بیشتر بنمایاند و این در روزگاری بود که هیچ یک از شاعران غرق در محدوده تنگ بلبل و گل و می و شراب، قادر به درک مفاهیم و تعابیری فراتر از آن نبودند و استاد مشفق کاشانی شرحی بر آغاز دلدادگی‌های سهراب به شعر کهن و تأثیرپذیری او از جوهره اصلی شعر کلاسیک در کتاب و جزواتی چند نگاشته است و به بازگویی آن دوره از زندگی و فعالیت‌های سهراب پرداخته است واین بار که خواستیم کلمه‌ای فراتر از آنچه تاکنون درباره سهراب گفته است، بگوید به دلیل کسالت دیرباز از واردشدن به این حیطه عذر خواست. ارد بزرگ فیلسوف نامدار ایرانی می گوید‌ شناخت ما از کرانه دریای وجود بزرگان ، تنها به اندازه میدان دید چشم اندیشه ماست و نه بیشتر .  آنچه در پی می‌خوانید گفت‌وگو با تنی چند از شاعران و صاحب‌نظران ادبیات معاصر است که هر کدام از دریچه و دید خود به سهراب سپهری نگریسته‌اند شاید از این مجال بتوان سهراب را بهتر از گذشته بشناسیم .


‌* حافظ عصر ما سهراب

عبدالجبار کاکایی می گوید : برقرار کردن این ارتباط عاشقانه با جهان در پیشینه تاریخی فرهنگ ایران نیز اتفاق افتاده است. سنت دینی و مذهبی برای بازکاوی جهان از نگاه عاشقانه بهره برده است. جوهره شعر سهراب، عشق به هستی است. این دیدگاه در نگاه زاهدانه خشک وجود ندارد، ولی سهراب این پنجره را به روی بشر باز می‌کند. منظر سهراب، مایه گرفته از نگاه عارفانه مذهبی است. به نظر من کمتر شاعری همانند سهراب وجود دارد که شعرش بیانگر شخصیت شاعر باشد.‌ عرفان دیگران در لفظ باقی می‌ماند، ولی شخصیت این شاعر از میان مصاحبه‌ها، شرح حال‌ها و رفتارش‌، تداعی کننده شعرش است.
زمانی که یدالله رویایی بالغ بر 2 هزار مصاحبه مطبوعاتی دارد، سهراب سپهری فقط 2 مصاحبه انجام داده است.‌ یک نفر با مقایسه تطبیقی اندیشه کریشنا مورتی با فرازهایی از شعر سهراب تأثیرپذیری شاعر از دیگر بزرگان جهان را متذکر شد و این زنجیره زایش یک تولید بشری است. من حتی وقتی در ترانه کبوتر آنجائیکه گفته‌ام: اما تو چتر تو بستی کبوتر ناخودآگاه از زیر باران باید رفت سهراب الهام گرفته‌ام.‌
مردم عصر جاهلیت در برابر دعوت پیامبر(ص) مقاومت می‌کردند. آنها می‌خواستند به سنت آبا و اجداد خود بمانند. ابراهیم (ع) و مولانا و همه فیلسوف‌های جهان در رنج این تقابل گرفتار هستند.‌ جاذبه‌های شعر سهراب در بکارگیری لحن مغازله اسیر در گفتگو با سنگ و چوب و جهان پیرامونش است. دکتر محمد حق‌شناس در کتاب بودگانی‌ها می‌گوید: هر وقت عاشقانه نگاه کردن را از یاد می‌برم دنیا بیغوله‌ای است برای غولی به نام من. به نظر من از سال اول تا سوم هجری رابطه انسان با خدا در تفاسیر و در سیره بزرگان ادبیات صوفیه، نشانه‌هایی از ترس از خداوند، هبوط آدم و فریب ابلیس دیده می‌شود. انسان با این دیدگاه خشونت‌آمیز، مهجور و حرمان نصیب معرفی می‌شود. اما در سده سوم هجری، هجوم تفکر عرفای خراسانی در درک رابطه عاشقانه انسان و خداوند بسیار مؤثر است.‌ مصلحت بودن انسان به زمین و مصون بودن انسان از حسادت فرشتگان در آثار پدیدار می‌شود. این منظر تازه به ادبیات دارای قله‌هایی چون، حافظ، سعدی و مولاناست و البته این منظر متعلق به همه مذاهب الهی است. و سرانجام سهراب در این راه گام برداشته است.‌ دکتر شریعتی در کتاب با مخاطب‌های آشنا از قول رامبو شاعر فرانسوی می‌گوید: شاعران چون مرغان دریایی‌اند، پروازشان زیبا است. وقتی کنارت می‌نشینند، اما پر از گل‌ولای هستند در واقع حقیقت این است که شاعر باید به شعرش نزدیک باشد. در قرآن کریم نیز آمده است که شاعران کسانی هستند که به آنچه می‌گویند عمل نمی‌کنند. ولی این مسأله برای سهراب سپهری مصداق ندارد. شعر سهراب یک نگاه متعادل ایرانی است به عالم هستی. در قیاس با فرهنگ هندوستان که در رنگ، مزه و موسیقی و دین بسیار افراط می‌کنند. مردم ایران دارای فرهنگ متعادل هستند. شعر سهراب را در کنار شعر بیدل دهلوی شاعر هندوستان بگذارید. اندیشه‌های بیدل هرچند در شعر سهراب جای دارند ولی رفتار زبانی سهراب و مربیان واگویه‌های بیدل بسیار متفاوت است. بیدل جنون در حال و مقال دارد ولی سهراب بسیار متعادل است. همانند حافظی است که در دشوارترین دوران تاریخ ایران همانند نسیمی از ناملایمات عصر خود می‌گذرد. سهراب دهه پرجنب‌وجوش 30 نیز اینگونه بود.‌


‌* سهراب نقاش بود نه شاعر ‌

علیرضا قزوه می گوید عرفان در نگاه سهراب‌سپهری مقوله‌ای وارداتی نیست عرفان شعر سهراب نه تنها عرفان وارداتی، نظیر آنچه امروز شاهد هستیم نیست، بلکه برخلاف آنچه تصور می‌رود به کلی با عرفان نوع شرق و یا بودایی نیز تنافر دارد. عرفان در نگاه سهراب برگرفته از عناصر اسلامی است. شعر سهراب با مضامینی چون تکبیره`‌الاحرام، وضو، حجرالاسود و نظیر آنها عقیده و منش خود را به عنوان یک روشنفکر سنت‌گرا و ایرانی اسلامی معرفی می‌کند. سهراب ساختار شعر خود را که عامه‌پسند بود براساس روان‌گویی و سهل‌سرایی گذاشته بود، اما این سهولت فدای ابتذال نشد. این سهل‌گویی سهراب از میان تکرار و تمرین و یک سهل و ممتنع سخت بوجود آمد که هرگز آلوده به جریانات روزمره اجتماع عصر سهراب نشد.‌ شعر سهراب زندگی‌اش بود و کاسب پیشگی نبود  سهراب شاعر نبود. حداقل این ادعا را نداشت. حتی او در قسمتی از شعرش اذعان کرده است که نقاش است.


* مولانا پشتوانه سپهری

امیدعلی مسعودی می گوید : شعر سپهری به گونه‌ای در اجتماع پذیرفته شده است که گویی همانند شعر حافظ چند وجهی است.‌ یعنی هرکس با قرائت و منظر خاص خود برداشتی ویژه از شعر او خواهد داشت. در واقع وقتی مضامین عرفانی بودایی با جغرافیای کاشان پیوند بخورد، گفتار ازتک معنایی به چند معنایی تکثر پیدا می‌کند.‌ تأثیر سهراب سپهری در شاعران پس از خودش به دو صورت مستقیم و غیر مستقیم است. هر چند سهراب در شعر نو ادامه نیما بود، ولی از نظر مضامین و ترکیب‌های ابداعی، فرصت‌های تازه‌ای را برای شاعران پس از خود ایجاد کرد. اوج این تسری سبک در بین شعرای دهه 50 و 60 دیده می‌شود.‌ پس انقلاب اسلامی در آثار برخی از شاعرانی که حتی شعر کلاسیک می‌سراییدند این تأثیر دیده می‌شود.‌ سید حسن حسینی، سهیل‌محمودی، قیصرامین‌پور، سپیده کاشانی، عبدالملکیان و سلمان هراتی نمونه‌های بارز ادامه راه سهراب هستند.‌


‌* زندگی زلال و شفاف شاعر

کامران شرفشاهی می گوید راز ماندگاری سهراب را باید در چند عامل جستجو کرد. اولین مسأله، دانش‌ ادبی و احاطه شاعر به دیگر علوم و هنرهای عهد خویش و روزگار پیشین است. او مطالعات وسیعی داشت. در واقع فقط به ذوق و قریحه شاعری اکتفا نکرد. سپهری در ادبیات کهن وحال و نیز در عرفان مطالعات بسیار گسترده‌ای داشت. اندیشه‌های اسلامی،‌ مشاهیر بزرگ کشور و حتی بزرگان دیگر ملل از تیررس نگاه تیزبین و حساس او دور نماند. سهراب با سفرهای متعددی که به خاور دور و به ویژه هند و نیز غرب داشت با شرح احوال بزرگان فلسفه، عرفان و اشراق آشنا شد.‌ به علت این عزلت‌نشینی، اطلاعات ما از خصوصیات اخلاقی او فقط بسنده می‌شود به نقل‌قول‌های اطرافیان و نزدیکانش و البته آثار وی.‌ برخی شخصیت‌ها در حین فعالیت‌های خود، به نفی دیگران و یا اثبات توانایی خود می‌پردازند ولی سپهری به دور از این قیل‌وقال‌ها، زمان و عمر خود را صرف شناخت هستی کرد. وی در تأئید این نکته بارز زندگی سهراب چنین شرح داد: ما در زندگی و آثار سهراب هیچ نوع ستیزندگی نمی‌بینیم.‌ خالق هشت کتاب در پی برقرار کردن رابطه صمیمانه انسان و جهان است  در تمامی آثار سهراب، محبت و دلسوزی موج می‌زند و به این دلیل است که خواننده شعرش با شعر همزادپنداری می‌کند.‌ او نیازهای عاطفی انسان امروز که سرخورده، افسرده و ملول است را با زلال آب و گلاب کاشان مرتفع می‌کند. سهراب تحولی شگرف را در عرفان شعر پارسی ایجاد کرد.‌ شعر عرفانی پیش از او دچار تکرار تعابیر می، ساغر و مطرب شده بود که با همت این شاعر نگاه تازه به عرفان، ملموس‌تر ارائه می‌شود. حتی سپهری بر این نگاه تازه تأکید می‌کند: چشم‌ها را باید شست، جور دیگر باید دید و این دلایل باعث می‌شود که شعر او نیازمند امضا نباشد و به راحتی سبک سهراب با دیگر شاعران متمایز می‌شود.
سپهری به جامعه خود پشت نکرد. تأثیر سبک شعر وی در آثار شاعران دیگر بسیار مشهود است. به ویژه در شعر مرحوم سلمان هراتی در مجموعه آسمان سبز و دفتر شعر دری به خانه خورشید کاملاً آشکار است.


ساختار شکن سنت‌گرا

عباس براتی‌پور می گوید نوآوری‌های او به دلیل رنگ‌آمیزی اجتماعی شعرش مورد اقبال مردم قرار گرفته است. البته برخلاف آنچه تصور می‌شود سپهری علاوه بر آثار سپید و نو، اشعار کلاسیک و موزون نیز دارد.‌ سهراب از راهنمایی‌های مشفق کاشانی بهره‌ زیادی برد و علاوه بر این با افکار بیدل دهلوی تا آنجا آشنا شد که به اعتقاد من رگه‌های مشابه‌ای از نگاه بیدل در شعرهای سهراب دیده می‌شود.‌ سهراب سیر تغییرات شعر خود را در ظاهر و باطن و یا به عبارتی در معنا و ساختار به نوعی اجرا می‌کند که به خوبی بانی جلب ارتباطش فقط می‌شود، چون او با زبان مردم آشنا بود. به نظر من شعر آیینه است و مردم در این آیینه خود را می‌یابند.‌ علاوه بر این آهنگین بودن شعر سهراب و آشنایی‌زدایی‌های زیبا به قدرت شعر او کمک شایانی می‌کند. سهراب قصیده‌ای محکم با این مطلع دارد: آه که با غم گذشت روز و شبانم / خسته و رنجور دل فگار از آنم و بعدها این مفهوم را در شعری که برای همه آشنا است اینگونه عنوان می‌کند که: به سراغ من اگر می‌آید / نرم و آهسته بیایید/... در واقع از زبان شعرش را تغییر داده است ضمن اینکه در دریایی از مفهوم نیز غوطه‌ور است.  



برچسب ها: سهراب سپهری ,
نوشته شده توسط عطیه سمساوی (48 بازدید) (0 نظر)



فراموش کن ! تا به خاطر آوری !!

شنبه 28 آذر 1388 ساعت 12:47 ب.ظ
http://www.markthomasphotos.com/images/big/scientificgallery8.jpg
نتایج مطالعات اخیر در آکادمی ملی علوم آمریکا نشان داده است که‌ ‌فراموش کردن اطلاعات قدیمی روش خوبی برای به خاطر آوردن اطلاعات جدید است‌. به گفته محققان ذخیره کردن شمار زیادی از خاطرات در بلند مدت در ذهن فیلتر‌ ‌کردن و جداسازی اطلاعات جدید و پردازش خاطرات کوتاه مدت را دشوار می‌کند‌. ‌
تیم تحقیقاتی از مرکز پزشکی دانشگاه کلمبیا در این‌ ‌زمینه اعلام کرد: ما در دنیایی که در آن هستیم، دائما از سوی اطلاعات جدید بمباران‌‌ ‌می‌شویم بنابراین همواره در حال فیلتر کردن هستیم و اگر این‌کار را انجام ندهیم،‌ ‌انبوهی از اطلاعات بر ما غلبه خواهد کرد‌. ‌تحقیقات جدید نشان داده است افرادی که حافظه آنها‌ ‌بهتر کار می‌کند احتمالا تعداد نورون‌های جدید کمتری در هیپوکامپ مغزشان رشد پیدا‌ ‌می‌کند‌. ‌ارد بزرگ فیلسوف و متفکر برجسته می گوید : گاهی تنها راه درمان روانهای پریشان ، فراموشی است.  تحقیقات آکادمی علوم آمریکا هم چنین گزینه ایی را پیشنهاد می دهد چرا که با فراموشی خاطرات گذشته و بخصوص بخش های تیره و غم انگیز آن ، می توان میدان یادگیری و حفظ اطلاعات جدید را فراهم آورد بدین شکل روحیه و طراوت انسان دوباره بدست می آید.
لازم به ذکر است که هیپوکامپ ناحیه‌ای از مغز است که در شکل‌گیری‌ ‌حافظه نقش دارد‌. ‌
در افرادی که حافظه بهتری دارند،‌ ‌این پدیده به آنها کمک می‌کند که اطلاعات کهنه و بلااستفاده را زودتر فراموش کرده و‌ ‌بتوانند اطلاعات جدید را سریعتر به خاطر بسپارند‌. ‌این در حالی است که محققان پیش از این تصور‌ ‌می‌کردند رشد نورون‌های جدید در هیپوکامپ می‌تواند برای حافظه سودمند باشد.  


نوشته شده توسط عطیه سمساوی (53 بازدید) (0 نظر)



فلسفه

شنبه 28 آذر 1388 ساعت 12:47 ب.ظ
فلسفه مطالعهٔ مسائل کلی و اساسی پیرامون موضوعاتی چون وجود، آگاهی، حقیقت، عدالت، زیبایی، اعتبار، ذهن و زبان است. وجه افتراق فلسفه با راه‌های دیگر پرداختن به این پرسش‌ها (راه‌هایی نظیر عرفان و اسطوره) رویکرد نقّادانه و معمولاً سامانمند فلسفه و تکیه‌اش بر استدلال‌های عقلانی‌است. فلسفه می‌کوشد برای همه پدیده‌ها به درک بهتر یا «پاسخ» قطعی یا پندارین دست یابد. فلسفه در دوران باستان کوشید خرافات و اعتقادات را با خردمندی،‌ منطق و مشاهده جایگزین کند. منطق یا «هنر اندیشیدن» به‌وسیله فیلسوفان به عنوان پایه اندیشه استفاده شد. ریشه‌های فلسفه غربی در دولت-شهرهای یونان به‌ویژه آتن شکل گرفت.

واژهٔ فلسفه

واژه فلسفه از واژهٔ یونانی Philosophia برگرفته شده است که به معنای خرد دوستی است و در زبان عربی و فارسی رایج‌ گشته است. این واژهٔ یونانی از دو بخش تشکیل شده است: -Philo به معنی دوستداری و sophia- به معنی دانایی. اولین کسی که این واژه را به کار برد، فیثاغورس بود. زمانی از او پرسیدند که: «آیا تو فرد دانایی هستی؟» وی پاسخ داد:«نه، اما دوستدار دانایی (Philosopher) هستم.» بنابراین فلسفه از نخستین روز پیدایش به معنی دوستی ورزیدن به دانایی، تفکر و فرزانگی بوده. جناب ملاصدرا در کتاب اسفار اربعه در تعریف فلسفه می فرماید: (الفلسفه هی تشبه بالإله بقدر الطاقه البشریه) یعنی: فلسفه شبیه شدن به خداست به اندازه طاقت بشری فلسفه را می‌توان در یک واژه مختصر نمود و آن «چرا» است. برای امتحان شروع کنید و به ابتدای هر چه که به ذهنتان می‌رسد یک «چرا» اضافه نمائید. خیلی زود و به راحتی به معجزه این سه حرفی کوچک پی خواهید برد! و آغاز تفکر را لمس خواهید نمود. اصولاً فلاسفه کسانی هستند که جهان را از پس این علامت «؟» می‌نگرند. در واقع فلسفه دستگاه آفرینش تفکر است و این کار را براحتی با منطق سؤال و پرسش محقق می‌سازد.

موضوع فلسفه

فلسفه، تفکر است. تفکر درباره کلی‌ترین و اساسی‌ترین موضوعاتی که در جهان و در زندگی با آن‌ها روبه رو هستیم. فلسفه هنگامی پدیدار می‌شود که پرسش‌هایی بنیادین درباره خود و جهان می‌پرسیم. سوالاتی مانند:
  • قبل از تولد کجا بوده‌ایم؟
  • حقیقت زمان چیست؟
  • آیا عالم هدفی دارد؟
  • اگر زندگی معنایی دارد، چگونه آن را بفهمیم؟
  • آیا ممکن است که چیزی باشد و علتی نداشته باشد؟
  • ما در دو دنیا زندگی میکنیم که یکی دنیای خواب و دیگری دنیای بیداری نام دارد.چه در دنیای خواب باشیم و چه در دنیای بیداری؛تمام واقعیت را متعلق به دنیایی میدانیم که در همان موقع در آن زندگی میکنیم . اما واقعیت به چه معناست؟
  • سرنوشت انسان به دست خود اوست و یا از بیرون تعیین می‌شود؟
  • چیزی که مسلم است این است که در خواب نیستیم.این اطمینان به دلیل تفاوتهای اساسی دنیای خواب با بیداری در مواردی مانند افزایش عقل در بیداری در مقایسه با کاهش عقل در دنیای خواب ؛یا امکان مشاهده خود در آئینه در هنکام بیداری وعدم امکان مشاهده خود در آئینه به هنکام خواب و....میباشد.
  • خدا چیست؟
  • چگونه می‌شود ثابت کرد که ما در این مکان واین زمان هستیم؟
  • سرانجام دنیا چه خواهد شد ؟
و ده‌ها پرسش مانند این. چنانچه در این سؤالات می‌بینیم، پرسش‌ها و مسائل فلسفی از سنخ امور خاصی هستند و در هیچ علمی به چنین موضوعاتی، پرداخته نمی‌شود. مثلاً هیچ علمی نمی‌تواند به این پرسش که واقعیت یا حقیقت چیست و یا این که عدالت چیست، پاسخ گوید. این امر به دلیل ویژگی خاص این مسائل است. موضوع فلسفه، یعنی این امر که فلسفه به چه مسائلی نظر دارد و چه حیطه‌ای از شناخت را در بر می‌گیرد و کدام عرصه را مورد مطالعه قرار می‌دهد و در نتیجه جای فلسفه در طبقه بندی علوم کدام است؟ موضوع فلسفه در جریان تاریخ تغییر فراوان کرده است. فلسفه در دوران باستان «علم علوم» بود و جامع کل معارف بشری و گردآوری کلیه دانستی‌های انسان در زمینه‌های مختلف به شمار می‌رفت. یک فیلسوف کسی بود که به تمام رشته‌های علوم آن زمان آشنایی داشت و در همه زمینه‌ها صاحب نظر بود. ولی در جریان تکامل جامعه پراتیک و عمل بشری بیشتر و عمیق‌تر شد. رازهای جهان پیرامون بیشتر گشوده شد، دانستنی‌ها متنوع ‌تر و ژرف‌تر و علم غنی‌تر و پر دامنه‌تر گردید. از آن علم (جامع کل) جدا شدند. نخست فیزیک و شیمی و طبیعیات و غیره و پس از آن علوم اجتماعی نیز که دیر زمانی همراه جدایی ناپذیر فلسفه شمرده می‌شود هر یک به مثابه دانش مستقل و جداگانه‌ای (اقتصاد، زبان شناسی، جامعه شناسی) جدا شدند. ولی درست از آنجا که فلسفه جمع ساده ریاضی و گرد آوری این علوم در کنار هم نبود پس از این جدا شدن‌ها و مستقل شدن‌ها به (هیچ) تبدیل نشد و از بین نرفت. برعکس هرچه این تجزیه عمیق‌تر صورت می‌گرفت و علوم مشخصه جدا می‌شد ـ درست مثل آن که از بند حشو و زوائد رها شود و پیرایه‌ها را به دور افکند ـ جوهر واقعی فلسفه به مثابه علمی قائم به ذات روشن‌تر و پاک‌تر جلوه‌گر می‌شد. موضوع مشخص فلسفه بدین ترتیب متبلورتر و برجسته‌تر گردید. امروز فلسفه عبارت است از علم مربوط به عام‌ترین قانون‌مندی‌های جهان هستی و شناخت انسانی و رابطه بین آن دو، عام‌ترین روابط و مناسبات بین اشیاء و پدیده‌ها. همین واقعیت که فلسفه از دیرترین دوران‌های تمدن باستانی و حتی قبل از دانش‌هایی نظیر فیزیک و زیست‌شناسی و زمین‌شناسی پدید آمده نشانی از نیاز انسان به آن و اهمیت آن در حیات معنوی بشر است. اگرچه همواره نقش فلسفه در جامعه روشن نبوده است ولی چه بسا که کردار، پندار و رفتار ما، احساسات ما و سراسر زندگی ما تحت تأثیر اندیشه‌های معین فلسفی و جهان‌بینی مربوطه جریان یافته است. این تأثیر امروزه تماماً پیدا و نیرومند است. هر مسئلهٔ جدی را که در نظر آوریم از مسائل سیاسی، دولت‌ها، احزاب، مبارزه طبقات و گروه‌ها گرفته تا مسائلی درباره چگونگی پیدایش سیارات و آنچه در گیتی و در زمین می‌گذرد یا درباره سرشت و سرنوشت انسان{،} پاسخ بدان‌ها به میزان زیادی وابسته بدان است که جهان را چگونه می‌بینیم، چه دید عمومی از این دنیا و آنچه در آن می‌گذرد داریم و از چه پایگاه فلسفی به آن‌ها می‌نگریم. نه فقط پاسخ به مسائل و راه‌حل آن‌ها بلکه شیوهٔ برخورد {با} آن‌ها و نحوهٔ طرح آن‌ها نیز وابسته است به همین دید معین، به همین پایگاه فلسفی ـ شالودهٔ تئوریک هر جهان بینی{_}. برخورد با فلسفه به مثابه یک علم نشان می‌دهد که فلسفه از آنجا که عام‌ترین قانونمندی‌های جهان را مطالعه می‌کند به مثابه مدخل اسلوبی بر علوم یا متدلوژی عام همه علوم اعم از دانش‌های طبیعی و اجتماعی جایی بسیار مهم و ضرور{ی} دارد. یک ویژگی عمدهٔ موضوعات فلسفی، ابدی و همیشگی بودنشان است. یعنی همیشه وجود داشته و همیشه وجود خواهند داشت و در هر دوره‌ای، بر حسب شرایط آن عصر و پیشرفت علوم مختلف، پاسخ‌های جدیدی به این مسائل ارائه می‌گردد. فلسفه، مطالعه واقعیت است، اما نه آن جنبه‌ای از واقعیت که علوم گوناگون بدان پرداخته‌اند. به عنوان نمونه، علم فیزیک درباره اجسام مادی از آن جنبه که حرکت و سکون دارند و علم زیست‌شناسی درباره موجودات از آن حیث که حیات دارند، به پژوهش و بررسی می‌پردازد. ولی در فلسفه کلی ترین امری که بتوان با آن سر و کار داشت، یعنی وجود موضوع تفکر قرار می‌گیرد؛ به عبارت دیگر، در فلسفه، اصل وجود به طور مطلق و فارغ از هر گونه قید و شرطی مطرح می‌گردد. به همین دلیل ارسطو در تعریف فلسفه می‌گوید: "فلسفه علم به احوال موجودات است، از آن حیث که وجود دارند". یکی از معانی فلسفه، اطلاق آن به استعدادهای عقلی و فکریی است که انسان را قادر می‌سازد تا اشیا، حوادث و امور مختلف را از دیدگاهی بالا و گسترده مورد مطالعه قرار دهد و به این ترتیب، حوادث روزگار را با اعتماد و اطمینان و آرامش بپذیرد. فلسفه در این معنا مترادف حکمت است. فلسفه در پی دستیابی به بنیادی‌ترین حقایق عالم است. چنانکه ابن سینا آن را این گونه تعریف می‌کند:
فلسفه، آگاهی بر حقایق تمام اشیا است به قدری که برای انسان ممکن است. فلسفه همواره از روزهای آغازین پیدایش خود، دانشی مقدس و فرابشری تلقی می‌شد و آن را علمی الهی می‌دانستند. این طرز نظر، حتی در میان فلاسفه مسیحی و اسلامی رواج داشت؛ چنانکه جرجانی می‌گوید: "فلسفه عبارت است از شبیه شدن به خدا به اندازه توان انسان و برای تحصیل سعادت ابدی". مارکس، هگل را پایان فلسفه می‌داند. سپس می‌گوید که «فیلسوفان همه در جهت تفسیر جهان گام بر داشته‌اند. اما مسئله بر سر تغییر آن است». از یک دیدگاه، به نظر می‌رسد با این جملهٔ مارکس تکلیف فلسفه معلوم شده‌است. از نظر این دیدگاه در عصر حاضر باید به فکر تغییر جهان بود و نه تفسیر آن.  

فهرست فیلسوفان

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

 

آ

ا

ب

پ

ت

ج

چ

د

ر

س

ش

ط

ف

ک

گ

ل

م

ن

و

ه

   

فلسفه در آغاز

همان طور که گفته شد، اساساً فلسفه از نخستین روز پیدایش، به معنی عشق به دانایی و خرد و فرزانگی بوده و به علمی اطلاق می‌شد که در جستجوی دستیابی به حقایق جهان و عمل کردن به آنچه بهتر است (یعنی زندگانی درست)، بود. فلسفه در آغاز، شامل تمام علوم بود و این ویژگی را قرن‌ها حفظ کرد؛ چنانکه یک فیلسوف را جامع همه دانش‌ها می‌دانستند. اما به تدریج دانشها و علوم مختلف از آن جدا گشتند. در قدیم، این فلسفه که جامع تمام دانشها بود، بر دو قسم تقسیم می‌گشت :فلسفه نظری و فلسفه عملی. فلسفه نظری به علم الهیات، ریاضیات و طیبعیات تقسیم می‌گشت که به ترتیب، علم اعلی، علم وسط و علم اسفل (پایین تر) نامیده می‌شد. فلسفه عملی نیز از سه بخش تشکیل می‌شد: اخلاق، تدبیر منزل و شهرداری (سیاست مُدُن). اولی در رابطه با تدبیر امور شخصی انسان بود، دومی در رابطه با تدبیر امور خانواده و سومی کشورداری (تدبیر امور مملکت) بود. برای درک موضوع فلسفه اولین گام مهم را ارسطو بیست وچهار قرن پیش برداشت. وی فلسفه را (علم هر آنچه وجود دارد) یا علم درباره (وجود آنچه هست، یعنی جهان در مجموع خود تعریف کرد . بسیاری از فیلسوفان مادی‌گرا کوشیده‌اند خصلت و سرشت جهان واقعی را دریابند و قوانین شناخت آن را درک کنند و بدین ترتیب به سوی درک درست موضوع فلسفه گرایش داشته‌اند. عمده‌ای از فیلسوفان آرمان‌گرا نیز سهمی در دقیق کردن موضوع فلسفه و نزدیک شدن به مفهوم درست آن داشته‌اند. اما فلسفه قبل از مارکسیسم نتوانست درست و دقیقا تعیین کند که فلسفه چه مسائلی را باید مطالعه کند یعنی نتوانست موضوع فلسفه را به درستی فرموله کند. زیرا تعیین موضوع فلسفه تنها زمانی ممکن می‌شد که خود فلسفه به یک علم تمام عیار بدل می‌گشت. فلسفه قبل از مارکس چنین علمی نبود اگر چه گنجینه گرانبهایی از اندیشه‌ها و نظریات فلسفی و طرح‌ها و سیستم‌های داهیانه را فراهم آورده بود. در این گنجینه عناصر و نکاتی بود که بعدا در تعریف موضوع فلسفه وارد شد. برای مکاتب آرمان‌گرا به طور کلی فلسفه عبارت بود از مطالعه قوانین شعور(آگاهی) و چگونگی روح و تحولات آن. بعضی از این مکاتب شعور را چیزی فراانسانی می‌دانستند وچون در جستجوی رابطه آفریننده و آفریده بودند از موضوع فلسفه دور می‌شدند. برای برخی دیگر موضوع فلسفه به مسائل منطق یا اخلاق محدود می‌شود. در عصر ما که دوران زوال سرمایه داری است اندیشه پردازان بورژوایی که دچار بحران فکری هستند بیش از پیش از تعیین موضوع فلسفه عاجز می‌مانند. عده‌ای به بهانه اصالت علوم مثبته (علوم مشخص) فلسفه را نفی می‌کنند و می‌گویند با مرزبندی‌ها ومشخص شدن علوم مثبته دیگر جایی و نقشی برای فلسفه باقی نمانده واین چنتا خا لی شده‌است. برخی دیگر می‌گویند حداکثر کاری که برای فلسفه باقی مانده بحث‌های منطقی درباره جملات، زبان و ارزش محتوی آن است. ایده آلیست‌ها ی معاصر گاهی (حالات روحی) و گاه (جوهر شخصی فردی) و گاه ((نیروی اراده انسانی)) و امثال آن را موضوع فلسفه قرار می‌دهند. بسیاری دیگر هم اصلاً حاضر به بحث پیرامون مسائل هستی جهان خارجی و ماهیت واقعیت مادی و قوانین عام حرکت ومسائلی از این قبیل نیستند. در حکمت کلاسیک ایران پیرامون موضوع فلسفه به ویژه این عقیده رایج بود که هدف نهایی فلسفه شناخت آن حقیقت ثابت و لایتغری است که تبدل و تکثر در آن راه ندارد. به قول فارابی حکیم معروف فلسفه عبارت است از ((معرفت خالق است و خالق واحد، غیر متحرک و علت فاعله برای تمام اشیاء است)). به نوشته خواجه نصیرالدین طوسی فیلسوف نامدار ((حکمت چیزی جز راه وصول به کمال نیست. حکمت در عرف اهل معرفت عبارت از دانستن چیزهاست چنان که باشد، قیام نمودن چنان که باید، بقدر استطاعت، تا نفس به کمالی که متوجه آن است برسد)) در بررسی موضوع فلسفه اندیشه ایرانی قرون وسطایی به ((مسئله ابداع و خلقت و صدور متکثر از واحد)) و مسائل ((علم اخلاق)) و رفتار بشر در برابر پروردگار و در برابر همنوع و مسئله معرفت می‌پرداخته‌است .

شاخه‌های فلسفه

  برگرفته از : دانشنامه جهانی ویکی پدیا  



برچسب ها: فلسفه ,
نوشته شده توسط عطیه سمساوی (97 بازدید) (0 نظر)



کودکان در جهان امروز

شنبه 28 آذر 1388 ساعت 12:44 ب.ظ
http://img.villagephotos.com/p/2008-7/1315486/C_baby_SS08_1.jpg
در سیر تحولات اجتماعی، خانواده نیز به عنوان نهادی اجتماعی، دچار دگرگونی شده است. خانواده گسترده در تسری از پیوندهای قومی - عشیرتی و سنتی به خانواده تک‌هسته‌ای مستقل و رها شده در جامعه نوین تبدیل شده است. محیط ثابت با عناصر آشنا و اطمینان بخش خود، جای خود را به کلان‌شهرهایی با محیطی متغیر و عناصر دائم‌التغیر و پراسترس داده است. پیوند با طبیعت کمرنگ‌تر شده و فقر تجربه‌های حسی مشهودتر می‌شود. خانواده تک‌هسته‌ای، لایه‌های چندگانه نسلی را کنار گذاشته و روز به روز محدودتر می‌شود. زنان با موفقیت در تحصیل و به دست آوردن مشاغل اجتماعی و کسب درآمد موفقیتی برابر با مردان می‌یابند و حضور فیزیکی آنان در محیط خانواده کم‌تر می‌شود. چند شغله‌بودن سرپرست خانواده ابعاد این مساله را بیشتر دامن می‌زند. کاهش تعداد اعضای خانواده و کم شدن هرچه بیشتر فضای فیزیکی خانواده و محصور شدن در آپارتمانهایی با حداقل‌ترین فضا و ضوابط خاص خود، ابعاد تنهایی کودکان را وسیع‌تر می‌سازد. بالا رفتن سن ازدواج محصول دیدگاهها و معیارهای نوظهور و مشغله‌های زندگی معاصر، والدینی را پدید می‌آورد که با فاصله زمانی بیشتر از کودکان خود، ناتوان از ارضاء نیازهای جسمی - جنبشی و معنوی آنان است. از سوی دیگر، سوق دادن کودکان به سمت دنیای مجازی حاصل وسایل مدرن ارتباطی و بمباران شدن جغرافیایی ذهنی کودکان از لایه‌های پنهان فرهنگی در بازی‌ها و فیلمهای دنیای مجازی و ایجاد کولاژهای فرهنگی سبب مشکلات عدیده‌ای می‌شود. افراط در پناه بردن به دنیای مجازی به قصد پر کردن خلا حسی - عاطفی منجر به ظهور کودکانی با شاخصه‌های خودمداری - عصبیت و پرخاشگری و ناباوری می‌شود. این تاثیرات نامطلوب در سیر زمان خود را بیش از پیش آشکار می‌سازد. مطالب گفته شده به معنای انکار ارزشمندی تحولات مثبت اجتماعی و دستاوردهای موثر فناوری در رشد و گسترش جامعه و هوش فردی نیست. ارد بزرگ متفکر و جامعه شناس برجسته می گوید : بی پناهی و سرگردانی کودک امروز بیش از هر زمان دیگری ست . تاکید بر کاستی‌های جانبی به قصد شناسایی و ارائه راهکارهای علمی و عملی است تا کودکانمان در جان پرشتاب و متغیر کنونی کمتر آسیب‌پذیر شوند و بتوانند لذت کودکی را تجربه کنند.‌




نوشته شده توسط عطیه سمساوی (54 بازدید) (0 نظر)



شش درس تربیتی برای پدر و مادر

شنبه 28 آذر 1388 ساعت 12:43 ب.ظ
http://i1.tinypic.com/v82yyd.jpg
1‌- تعریف کردن داستان های مناسب برای آگاهی کودک :
سعی کنید خاطرات آموزنده خود را در قالب داستانهایی کوتاه و مهیج برای کودک خویش تعریف کنید . انتقال تجربیات شما در قالب داستانهای کوتاه و یا دنباله دار موجب آگاهی و آسیب ناپذیری کودک شما در آینده خواهد شد .


2- فرزند خود را دوست داشته باشید :
دوست داشتن کودک ، در زیاده روی برای خرید نیست نیاز کودک در گفتگو و تبادل نظر است . وقت گذاشتن و گفتگو نشانه واقعی دوست داشتن است . فیلسوفی نظیر ارد بزرگ می گوید : کودکان برای شاد بودن ، بیش از هر چیزی به گفتگو با ما نیاز دارند .


3- فرزند خود را با انضباط بار بیاورید:
نظم به عنوان یکی از مصادیق بارز مسئولیت‌ فردی و اجتماعی همواره مورد بوده است. بنابراین والدین به عنوان الگوی رفتاری فرزندان نیاز دارند تا از طریق رفتار خود شیرینی نظم را به فرزندان بیاموزند از جمله مصادیق نظم و انضباط می‌توان به نظم در امور تحصیلی، نظم در سحرخیزی ، نظم در وسایل شخصی  و ... اشاره کرد که شیرینی زندگی را چندین برابر افزایش می‌دهد و مشکلات آن را کاهش می‌دهد.


4- مسئولیت خانوادگی را به فرزندان خود آموزش دهید:
شکل گیری احساس مسئولیت در کودکان به عنوان یکی از مهمترین فواید محیطهای مطلوب خانوادگی نام برد. احساس مسئولیت نسبت به وظایف رمز موفقیت خود در زندگی خانوادگی است.بنابراین والدین باید دقت نمایند که مسئولیت آنان خیلی فراتر از فراهم آوردن وسایل زندگی از جمله غذا و لباس و مسکن می‌باشد و نیاز دارند که جامعیت در احساس مسئولیت را به فرزندان خود آموزش دهند.


5- دادن دلگرمی و دوری از بی تابی را به فرزندان خود آموزش دهید:
بی‌تابی در مقابل مشکلات در دنیایی که از آن به عنوان عصر تغییرات سریع نام برده می‌شود، به عنوان یکی از وظایف مهم بر دوش والدین سنگینی می کند و آنان وظیفه دارند


6- برای فرزند خود الگوی خوبی باشید:
برخلاف سایر موجودات که غریزه عامل شکل‌دهی رفتار آنهاست، انسان در بدو تولد تحت تاثیر رفتار و کردار اطرافیان مخصوصا، پدر و مادر قرار می‌گیرد. در این میان والدین به عنوان الگوهای واقعی نیاز دارند تا عواملی همچون صداقت، آراستگی، صبر و بردباری، عفو و گذشت و ... را در رفتار خود مورد توجه قرار دهند تا فرزندانی درستکار را تقدیم جامعه کنند.



نوشته شده توسط عطیه سمساوی (55 بازدید) (0 نظر)



نظام مالی و موسسه های مالی

شنبه 28 آذر 1388 ساعت 12:42 ب.ظ
http://renajoy.files.wordpress.com/2007/10/wealth1_small.jpg
نظام مالی به شبکه‌ای از بازار مالی، تجار، خانوارها، دولت و مؤسسه‌هایی اطلاق می‌شود که در نظام مشارکت می‌کنند و عملیات آنها براساس مقررات خاصی صورت می‌پذیرد. این مجموعه جریان پول و انواع سپرده‌ها و اوراق بهادار و ابزارهای پول و سرمایه را با کمک معیارهای تحت کنترل خود در اختیار گروه‌های مختلف کارگزاران بازار در بخش حقیقی اقتصاد قرار می‌دهند. براساس این، می‌توان گفت بخش مالی، تزریق کننده حیات به بخش حقیقی اقتصاد است. به علاوه مجموعه مزبور از طریق فراهم آوردن خدمات لازم برای پرداخت، تجهیز پس‌اندازها، تخصیص اعتبار و ایجاد وسایل لازم برای مقابله با خطرات تجاری و نوسان‌های قیمت در عمل فعالیت ها تغییر و تحول ایجاد می‌کند.

بازارهای مالی به طور معمول به دو گروه اصلی بازار پول و بازار سرمایه طبقه‌بندی می‌شود. در بازار پول، اسناد بدهی کوتاه مدت و در بازار سرمایه، اوراق قرضه دراز مدت سهام مبادله می‌شود.

بازار سرمایه، بازار دادوستدهای دراز مدت‌ مالی است. منظور از دراز مدت، مبادلات مالی با سررسید بیش از یک سال است.

بازارهای سرمایه از دو گروه بازارهای اوراق بهادار اولیه و ثانویه تشکیل می‌شوند.

از دیدگاه اقتصادی یکی از ظایف مهم بازارهای مالی تسهیل تشکیل سرمایه است. شرکت‌هایی که درصدد تأمین مالی بر می‌آیند اوراق بهادار خود را در ازای پولی که واسطه‌های مالی یا خود پس اندازکنندگان می‌پردازند، مبادله می‌کنند، سپس شرکت آن وجوه را به صورت سرمایه واقعی در می‌آورد.

بازار اوراق بهادار اولیه جایی است که شرکت می‌تواند در آنجا دارایی‌های مالی خود را با منابع مالی دراز مدت مبادله کند. پس بازار اولیه دارای دو ویژگی عمده است: 1 بازاری که در آن تشکیل سرمایه صورت گیرد. 2 اوراق بهادار منتشر شده شرکت‌ها برای نخستین بار در این بازار عرضه می‌شود.

برای تحقق این امر اغلب شرکت‌ها از بانک‌های سرمایه‌گذاری استفاده می‌کنند. این مؤسسه‌های مالی به شرکت‌ها کمک می‌کنند تا اوراق بهادار منتشره خود را آسان‌تر در بازار به فروش برسانند(از طریق تضمین، مشاوره و امور اداری)

بازار ثانویه شامل آن بازار سرمایه می‌شود که در آن اوراق بهاداری که قبلاً در بازار عرضه شده‌اند، مورد دادوستد قرار می‌گیرند. وجود این بازار ضمانت اصلی را برای پیوستگی، دوام و انسجام بازار مالی فراهم می‌آورد.

وظایف بازارهای ثانویه به شرح زیر است: 1 فراهم کردن امکان برای سرمایه‌گذاران به منظور خرید و فروش اوراق بهادار 2 تعیین قیمت اوراق بهادار جدید که قرار است در بازار اولیه به فروش برسد 3 گسترش بیشتر مالکیت اوراق بهادار از طریق خرید و فروش اوراق و افزایش تقاضا برای سهام در بازار اولیه‌

‌بازار پول وظیفه تأمین وجوه کوتاه مدت بخش خصوصی و بخش دولتی را برعهده دارد. مشارکت‌کنندگان در بازار پول افراد یا واحدهای دارای مازاد نقدینگی هستند که به عنوان پس‌اندازکننده از طریق غیرمستقیم (سپرده‌های نظام بانکی یا اوراق کوتاه مدت) یا به طور مستقیم منابع خود را با سررسیدهای کوتاه‌مدت در اختیار واحدهای نیازمند منابع مالی قرار می‌دهند. به عبارتی مهم‌ترین رسالت بازار پول ایجاد تسهیلات برای واحدهای اقتصادی به مظور ارضای نقدینگی (به معنای کوتاه‌مدت آن) و نیز تأمین سرمایه در گردش است. از خصوصیات بازار پول می‌توان موارد زیر را برشمرد: درجه اطمینان بسیار زیاد در بازپرداخت اصل و بهره، سرعت بالای انجام مبادلات، نقدینگی بالای ابزارها ‌

شناخته شده‌ترین مرکز برای بازار پول، نظام بانکی است و مهم‌ترین نهادهای عمده فعال در بازار پول عبارت‌اند از:‌

بانک‌های تجاری، بانک‌های تخصصی، بانک‌های پس‌انداز، مؤسسه‌های اعتباری غیربانکی، شرکت‌های مالی وابسته به تولیدکنندگان، بانک‌های بین‌المللی ، خزانه‌داری و بانک مرکزی‌

برای سامان دادن گردش مالی سالم موسسه های تخصصی مالی شکل گرفته اند . چنانچه ارد بزرگ اندیشمند و متفکر برجسته می گوید گردش نظام مالی آلوده ، شمشیر دشمنان مردم را تیز می کند . مؤسسه‌های مالی همان واسطه‌های مالی هستند که جریان وجوه را از بخش‌های دارای مازاد وجوه به بخش‌های دارای کسری تسریع می‌کنند و آنها در ویژگی‌های معینی مانند هدف کسب سود با شرکت‌های دیگر تجاری مشترک هستند.‌

دارایی‌های مؤسسه‌های مالی بسیار زیاد است و نقش مهمی را در اقتصاد ایفا می‌کند و جریان پس‌اندازها را با پس‌اندازکنندگان به سرمایه‌گذاران تجهیزات سرمایه‌ای سرعت می‌بخشد. واحدهای منفرد اقتصادی با پس‌اندازهای مازاد، در انتخاب پرتفوی‌های(‌ (‌Portfolio متفاوت سرمایه‌گذاری چندین راه پیش‌رو دارند:‌

اول اینکه پس‌اندازها را در مطالبات مالی همچون سهام و اوراق قرضه سرمایه‌گذاری کنند.‌

دوم اینکه وجوه مازاد در واسطه‌های مالی، سرمایه‌گذاری شود و آنها نیز این وجوه را سرمایه‌گذاری کنند. از دیدگاه پس‌اندازکنندگان منفرد، واسطه‌های مالی در ارائه بازدهی‌های بالا و خطرپذیری پایین‌تر دارای مزیت هستند. واسطه‌های مالی، استفاده از مانده‌های مبادلاتی را کارآ می‌سازند‌ (مانده‌های مبادلاتی وجوهی هستند که به دلیل وجود مشکل برای شرکت‌ها و افراد در تطبیق جریان‌های خروجی و ورودی وجوه نگهداری می‌شوند).‌

مؤسسه‌های مالی در دسته‌های ذیل طبقه‌بندی می‌شود:‌

‌1 بانک تجاری: موسسه‌ای که سپرده‌های دیداری دارد و وا‌م‌های تجاری می‌دهد.‌

‌2 بانک تخصصی: این نوع بانک‌ها نیز به اعطای وام‌های درازمدت سرمایه‌گذاری می‌پردازند و شناخت و کمک به مؤسس شرکت و یک سری عملیات دیگر برای اقدام به سرمایه‌گذاری‌های تولیدی را در دستور کار دارند.‌

‌3 صندوق تعاون:(‌(‌Mutual Funds از وجوه کوچک زیادی شکل می‌گیرد و سپس این وجوه به وسیله مدیران صندوق تعاونی به صورت سهام، اوراق قرضه و دیگر مطالبات مالی سرمایه‌گذاری می‌شود.‌

‌4 شرکت‌های سرمایه‌گذاری: مجموعه‌ای از منابع مالی مشترک هستند که به افراد زیادی تعلق دارد و به منظور سرمایه‌گذاری در سهام شرکت‌ها، اوراق قرضه و سایر اوراق بهادار به کار گرفته می‌شود.‌

‌5 اتحادیه‌های اعتباری:(‌ (‌Credit union این اتحادیه‌ها برخلاف دیگر مؤسسه‌های مالی که می‌کوشند بازدهی ناشی از وجوه خود را حداکثر کنند و به منظور کسب سود فعالیت می‌کنند، در ماهیت، سازمان‌های غیرانتفاعی هستند و به طور انحصاری بر نیازهای پس‌انداز و اعتباری خانوارها متمرکز می‌شوند.‌

‌6 شرکت‌های بیمه:(‌ (‌Insurance Company این شرکت‌ها به منظور حمایت و حفظ افراد(به لحاظ مالی) در برابر خطرات و اتفاق‌های مختلف مانند بیماری، از کارافتادگی، فوت، بازنشستگی و ... به وجود آمده‌اند.‌

‌7 شرکت‌های مالی: به مجموعه‌ای از واسطه‌های مالی که در اعطای وام به تجار و مصرف‌کنندگان تخصص پیدا می‌کنند، شرکت‌های مالی گفته می‌شود که هم در بازارهای مصرفی و هم تجاری فعالیت می‌کنند.‌


نوشته شده توسط عطیه سمساوی (48 بازدید) (0 نظر)



نکاتی کوتاه در مورد احمدشاه مسعود و ارد بزرگ

شنبه 28 آذر 1388 ساعت 12:41 ب.ظ
ارد بزرگ  Orod Bozorg
آیا می دانستید ارد بزرگ (اندیشمند برجسته کشورمان ) و احمد شاه مسعود (فرمانده چریکهای مبارز بر علیه شوروی و طالبان ) دوست یکدیگر بوده اند ؟
آیا می دانستید دشمنان احمد شاه مسعود و ارد بزرگ ، عده ایی از پشتون های افغانستان هستند پشتونها یا همان افاغنه معتقدند احمدشاه مسعود (از تبار تاجیک) و ارد بزرگ (ایرانی) سعی بر آن داشته اند که نام افغانستان را خراسان بگذارند ؟
آیا می دانستید احمد شاه مسعود و ارد بزرگ عاشق شاهنامه فردوسی بوده اند ؟
آیا می دانستید احمدشاه مسعود تا لحظه مرگ دیوان حافظ را از خود دور نکرد ؟
آیا می دانستید ارد بزرگ بر اساس شاهنامه فردوسی نظریه جهانی قاره کهن را بنیان نهاد ؟
آیا می دانستید احمد شاه مسعود پیش از گرفتن هدیه ایی از سوی ارد بزرگ خواب آن را دیده بود؟
آیا می دانستید احمد شاه مسعود همیشه روسیه را نفرین می کرد که عامل جدایی تاجیکستان از فارسی زبانان شده است ؟
آیا می دانستید دشمنان اصلی نظریه قاره کهن ارد بزرگ ، تجزیه طلبان بخصوص پان تورکهای متمایل به باکو و آنکارا هستند ؟
آیا می دانستید احمد شاه مسعود مجبور شد در طی عمر خود با روسیه و همچنین پاکستان به شکل مستقیم و عربستان و امارات متحده عربی به شکل غیر مستقیم بجنگد ؟
آیا می دانید چرا عربها و مزدورانشان در بخشهایی از پاکستان از یک سو و روسیه از سوی دیگر در طمع تصاحب افغانستان و اسیری فارسی زبان هستند ؟!


نوشته شده توسط عطیه سمساوی (54 بازدید) (0 نظر)



نامه معروف چارلی چاپلین به دخترش را یک ایرانی نوشته !!!

شنبه 28 آذر 1388 ساعت 12:40 ب.ظ
http://www.reyshop.com/images/chaplin.jpg

کمتر کسی پیدا می شود که نامه تاریخی چارلی چاپلین به دخترش را نخوانده باشد . نامه ای که در کشور ما سی سال دست به دست می چرخد . در مراسم رسمی و نیمه رسمی بارها از پشت میکروفن خوانده شد و مردم کوچه و بازار با هر بار خواندن آن به یاد لبخند غمگین چاپلین افتادند که جهانی از معنا در خود داشت . اگر بعد از این همه سال به شما بگویند این نامه جعلی است چه می گویید ؟؟! لابد عصبانی می شوید و از سادگی خود خنده تان می گیرد . حالا اگر بگویند نویسنده واقعی این نامه سی سال است که فریاد می زند این نامه را من نوشتم نه چاپلین و کسی باور نمی کند چه حالی بهتان دست می دهد ؟ فکر می کنید واقعیت دارد ؟ خیلی ها مثل شما سی سال است که به فرج ا... صبا نویسنده واقعی این نامه همین را می گویند : واقعیت ندارد این نامه واقعی است !!!!!

فرج ا... صبا نویسنده و روزنامه نگار کهنه کاری است . او سالها در عرصه مطبوعات فعالیت داشته و امروز دیگر از پیشکسوتان این عرصه به شمار می آید . http://behance.vo.llnwd.net/profiles5/133505/projects/352262/1335051258810165.jpg   .......... ماجرا برمی گردد به یک روز غروب در تحریریه مجله روشنفکر .

فرج ا... صبا اینطور می گوید : " سی و چند سال پیش در مجله روشنفکر تصمیم گرفتیم به تقلید فرنگی ها ما هم ستونی راه بیندازیم که در آن نوشته های فانتزی به چاپ برسد . به هر حال می خواستیم طبع آزمایی کنیم . این شد که در ستونی ، هر هفته ، نامه هایی فانتزی به چاپ میرسید . آن بالا هم سرکلیشه فانتزی تکلیف همه چیز را روشن میکرد . بعد از گذشت یک سال دیدم مطالب ستون تکراری شده . یک روز غروب به بچه ها گفتم مطالب چرا اینقدر تکراری اند ؟ گفتند : اگر زرنگی خودت بنویس ! خب ، ما هم سردبیر بودیم . به رگ غیرتمان برخورد و قبول کردیم . رفتم توی اتاق سردبیری و حیران و معطل مانده بودم چه بنویسم که ناگهان چشمم افتاد به مجله ای که روی میزم بود و در آن عکس چارلی چاپلین و دخترش چاپ شده بود . همان جا در دم در اتاق را بستم و نامه ای از قول چاپلین به دخترش نوشتم . از آن طرف صفحه بند هم مدام فشار می آورد که زود باش باید صفحه ها را ببندیم . آخر سر هم این عجله کار دستش داد و کلمه "فانتزی" از بالای ستون افتاد . همین شد باعث گرفتاری من طی این همه سال . "

بعد از چاپ این نامه است که مصیبت شروع میشه :" آن را نوار کردند ، در مراسم مختلف دکلمه اش میکردند ، در رادیو و تلویزیون صد بار آن را خواندند ، جلوی دانشگاه آن را میفروختند ، هر چقدر که ما فریاد کشیدیم آقا جان این نامه را چاپلین ننوشته کسی گوش نکرد . بدتر آنکه به زبان ترکی استانبولی ، آلمانی و انگلیسی هم منتشر شد .

حتی در چند جلسه که خودم نیز حضور داشتم باز این نامه را خواندند و وقتی گفتم این نامه جعلی است و زاییده تخیل من ، ریشخندم کردند که چه میگویی ؟ ما نسخه انگلیسی اش را هم دیده ایم !!!! "

بهرحال فرج الله صبا چوب خلاقیتش را می خورد. چرا که این نامه آنقدر صمیمی و واقعی نوشته شده که حتی یک لحظه هم به فکر کسی نرسیده که ممکن است دروغین باشد.
دروغین؟ اسم این کار را نمی شود جعل نامه گذاشت. مخصوصا آنکه نویسنده خودش هم تابحال صدهزار بار این موضوع را گوشزد کرده است. اما نکته مهم آنست که همه از چارلی چاپلین جز این توقع ندارد یعنی همه آن شخصیت دوست داشتنی را به همین شکل و همین کلام باور دارند . ارد بزرگ متفکر و فیلسوف برجسته می گوید : "در پشت هر سرفرازی بزرگی ، نگاه و سخن مهر آمیز و دلگرم کننده ی نهفته است."  در درون نامه فرج الله صبا سخنان مهر آمیز و صمیمیت فراوانی دیده می شود و از این روست که تا به حال کسی بر سندیّت آن شک نکرده است با هم یک بار دیگر متن نامه را می خوانیم : 

جرالدین دخترم ، اکنون تو کجا هستی ؟ در پاریس روی صحنه تئاتر ؟ این را میدانم . فقط باید به تو بگویم که در نقش ستاره باش و بدرخش . اما اگر فریاد تحسین آمیز تماشاگران و عطر گل هایی که برایت فرستاده اند به تو فرصت داد ، بنشین و نامه ام را بخوان . من پدر تو هستم . امروز نوبت توست که صدای کف زدن های تماشاگران گاهی تو را به آسمانها ببرد . به آسمان برو اما گاهی هم به روی زمین بیا و زندگی مردم را تماشا کن . زندگی آنان که با شکم گرسنه و در حالی که پاهایشان از بینوایی میلرزد ، هنرنمایی میکنند . من خود یکی از آنها بوده ام . جرالدین دخترم ، تو مرا درست نمی شناسی . در آن شبهای بس دور ، با تو قصه ها گفتم . آن داستان هم شنیدنی است . داستان آن دلقک گرسنه که در پست ترین صحنه های لندن آواز می خواند و صدقه میگیرد ، داستان من است . من طعم گرسنگی را چشیده ام ، من درد نابسامانی را کشیده ام و از اینها بالاتر ، من رنج حقارت آن دلقک دوره گرد را که اقیانوسی از غرور در دلش موج میزند و سکه صدقه آن رهگذر غرورش را خرد نمیکند ، چشیده ام. با این همه زنده ام و از زندگان هستم . جرالدین دخترم ، دنیایی که تو در آن زندگی میکنی ، دنیای هنرپیشگی و موسیقی است . نیمه شب آن هنگام که از تالار پرشکوه تئاتر شانزلیزه بیرون می آیی ، آن ستایشگران ثروتمند را فراموش کن . حال آن راننده تاکسی که تو را به منزل میرساند ، بپرس . حال زنش را بپرس . به نماینده ام در پاریس دستور داده ام فقط وجه این نوع خرج های تو را بدون چون و چرا بپردازد اما برای خرج های دیگرت باید صورتحساب آن را بفرستی .

دخترم جرالدین ، گاه و بی گاه با مترو و اتوبوس شهر را بگرد و به مردم نگاه کن و با فقرا همدردی کن . هنر قبل از آنکه دو بال به انسان بدهد ، دو پای او را میشکند . وقتی به این مرحله رسیدی که خود را برتر از تماشاگران خویش بدانی ، همان لحظه تئاتر را ترک کن . حرف بسیار برای تو دارم ولی به وقت دیگر می گذارم و با این آخرین پیام ، نامه را پایان میبخشم . انسان باش ، پاکدل و یکدل . زیرا گرسنه بودن ، صدقه گرفتن و در فقر مردن بارها قابل تحمل تر از پست بودن و بی عاطفه بودن است .

پدر تو ، چارلی چاپلین   http://sharemychart.com/farzadim/charts/-pHWJq7cPBB.jpg چارلی چاپلین در کنار مهاتما گاندی


نوشته شده توسط عطیه سمساوی (52 بازدید) (0 نظر)





خوراک مطالب   خوراک پیوندهای روزانه   خوراک نظرات POWERED BY TARLOG.COM